محمد مفيد مستوفى بافقى
325
جامع مفيدى ( فارسى )
از شوايب عيب و منقصت پيراسته . رشحات خامهء بدايع نگارش بسان خط خوبان گلعذار دلفريب ، و ترشح كلك لطايف آثارش همچون عقوذ جواهر مكنون پرزينت و زيب . [ 252 الف ] مهارتش در فن معما و نظم تاريخ به جايى رسيده كه رقم نسخ بر گفتار چهرهء آن صنف كشيده . محبتش در خاطرها چنان سرشته گشته كه نقش غم را در آن جاى نمانده . قصايد و مقطعات طبع سحر آثارش مانند عقود جواهر آبدار مزين ، رخسار عرايس ابكار سخن و غزليات خامه گهر نثارش « كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ » زيور گوش هوش اصحاب انجمن . چون در حين تحرير احوال خير مآل آن زبدهء نجبا اين غريب وادى سرگردانى در حيدرآباد رحل اقامت گسترده ندامت تمام به احوال و اوضاع خود داشت و مضمون اين ابيات به خاطر گذرانيده دريافت صحبت عزيزان از درگاه احديت مسئلت مينمود ، بيت : غرض ز عمر بجز وصل دوستداران نيست * ز زندگى غرضى جز حضور ياران نيست قسم به جان عزيزان كه شادكامى دهر * به غير صحبت ياران و غمگساران نيست از منظومات آنجامع كمالات چيزى به خاطر نمىرسيد ، لاجرم طوطى كلك شيرين منقار زبان در كام خاموشى كشيده صحايف اين اوراق زيب و زينت نيافت . افادتمآب قدوة المحققين و افضل المتأخرين [ 252 ب ] مولانا وجيه الدين فضل اللّه عالميست متبحر و به طلاقت لسان و فصاحت بيان مباهى و مفتخر ، و به جودت ذهن وحدت طبع سرآمد افاضل . مولد و منشأ آنجناب قريهء عقدا من اعمال يزد است . در مبادى ايام شباب و جوانى همگى همت به تحصيل مصروف ساخته در اندك زمانى از اكتساب فضايل و كمالات بهرهء تمام يافته در سلك علما منتظم گشته